عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
80
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
چون قباد بر تخت سلطنت نشست ، [ 1 ] كارهاى مملكت را نيكو نظام داد ، و رعيت را تألف كرد ، و با مردمان نيكو معاملت كرد ، و مزدك بن بامداد [ 2 ] در روزگار او بيرون آمد ، و دين مزدكى آورد ، و قوم از سقاط [ 3 ] مردمان به دو بگروستند [ 32 ] و مزدك گفت . خداى عز و جل روزى خلق اندرين زمين نهاده است و بخشش پديد بكرده است ، از تو نگران [ 4 ] بيايد ستد ، و بدرويشان ببايد داد ، تا همه راست گردند . و زن همچنين هر كس كه دارد روا باشد [ 5 ] . و بسيار چيزهاى منكر گفت ، و قباد برو ميل كرد ، و مردمان متحير گشتند و بر قباد بشوريدند . و نوشروان كودك چون آن حال بديد ، با مزدك مناظره كرد و گفت : اگر زن را هر كس كه خواهد دارد ، پس نسبت درست نباشد و نسل بريده گردد ، و هيچكس فرزند خويش را نشناسد و همى مناظره كرد تا كشتن بر مزدك [ 6 ] لازم كرد . و چون اين مناظره ميان انجمن برفت ، بسيار كسان از دين مزدكى [ 7 ] باز گشتند و بدين زردشتى باز آمدند ، و چون يك چند باز آمد . [ 8 ] قباد اندر كار رعيت انديشه كرد و
--> [ ( 1 - ) ] هر دو نسخه . نشسته [ ( 2 - ) ] اصل ، مردك بن مامراد روزگار ؟ اما مزدك بن بامداذ كه اصلاحى در آئين مانى كرد ، در عصر قباد ( 488 - 498 م ) ظهور نموده بود . در مجمل 73 اين نام مزدك بن بامدادان است . [ ( 3 - ) ] سقاط : بضم اول و تشديد دوم جمع ساقط است بمعنى مردم فرومايه و پست . در هر دو نسخه اين جمله از ( و مزدك ) تا ( بگروستند ) مكرر است . و بار دوم نام مزدك را مزدك ابن مامراد ضبط كرده . در ( ن ) نعل بگروستند را به بگرويدند تبديل كردهاند ، در حالى كه صورت اصل قدمت دارد ، و چنين افعال در طبقات الصوفيهء خواجه عبد اللّه هروى وارد است مانند دويست بجاى دويد . [ ( 4 - ) ] كذا در هر دو نسخه كه مخفف توانگر است ، در ( ن ) توانگر طبع كردهاند . [ ( 5 - ) ] در اين جا روا باشد ، به معنى مباح عام است . [ ( 6 - ) ] هر دو نسخه : مردك ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو نسخه : ازين مردكى . [ ( 8 - ) ] يعنى چون مدتى گذشت .